++++++++++++++++++++++++++
دیروز برای اولین بار به تو دروغ گفتم.
چه عالی بود! وقتی دروغ هامو باور می کردی چه حس خوبی داشتم.
تو دلم کلی بهت خندیدم.
حیف اون لحظه هایی که با حماقت دروغ هاتو باور می کردم.
حیف روزهایی که می تونستم بهت دروغ بگم و با صداقت این کارو نکردم.
حالا می فهمم چرا تو این مدت دروغ می گفتی. کار جالبیه...
حالا هم هر غلطی خواستی بکن؛ مهم نیست...
چه راحت می رم
تو این دنیا به هیچ چی دل نبستم
______________
دیدم که تو ایستگاه مترو مردم.........
می دونم که تنها درد تو بودن منه
و می دونم با مرگ من آسوده میشی
ولی افسوس که حتی لایق جهنم هم نیستم
فرقی نمی کنه
از همین حالا خیال کن نیستم
نه توی ذهنت نه قلبت نه رویاهات نه خاطراتت
می دونم خیلی وقته این حسو داری
خیلی وقته منو یاسی صدا نمی کنی
خیلی وقته که نه تو خودتی نه من دیگه اونی هستم که تو میخواستی
من دیگه هیچی نیستم
خالی ام سردم تاریکم خسته م...
اینا از دوری تو نیست
از تنهایی منه
یه تنها کمتر
یه روز خودم این کاو می کنم .........................
اون روز تو با من نیستی
بهتر...
من:
یه دختر تنها که لباس سیاه می پوشه
رنگ پریده، دست های زخمی
گریه نمیکنه
قدم می زنه
___________
من:
پر از درد، پر ازترس، پر از آشوب و دلهره نیستم
من:
احساس غم نمی کنم، افسرده نیستم
فریاد نی زنم، نا امید نیستم
خدایی دارم و من: هیچی نیستم
هیچی
نوشتم اینجا که کسی نمی خواند
خدای من تو نمی خواهم از کینه پر شوم
نمی خواهم جز تو کسی آرامم کند
جز تو از هیچ کس کمک نمی خواهم
و دردم را تنها با تو می گویم
" گناهانم را ببخش"
______اینجا فقط تو هستی______